السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

508

تفسير الميزان ( فارسي )

مراد فراگيرى زمين و يا فراگيرى و پوشاندن قرص خورشيد باشد . * ( « وَالنَّهارِ إِذا تَجَلَّى » ) * اين آيه عطف است به كلمه « الليل » ، و كلمه « تجلى » به معناى ظهور و پيدا شدن چيزى است بعد از خفاء و ناپيدائيش ، و اگر صفت « ليل » را به صيغه مضارع و صفت « نهار » را به صيغه ماضى آورد براى همان نكته اى بود كه در آغاز سوره قبلى بيان كرديم . * ( « وَما خَلَقَ الذَّكَرَ وَالأُنْثى » ) * اين آيه نيز مانند آيه قبلى عطف است بر كلمه « ليل » ، و كلمه « ما » در آن موصوله است ، و منظور از آن خداى سبحان است و اگر از خداى تعالى تعبير كرد به « ما - چيزى كه » ، با اينكه بايد تعبير كرده بود به « من - كسى كه » ، براى آن بود كه ابهامگويى در اينجا كه به عظمت اشعار دارد رعايتش لازمتر بود تا رعايت معناى لغوى . و معناى آيه اين است كه سوگند مىخورم به شب ، وقتى همه جا را فرا مىگيرد ، و به روز وقتى كه همه پنهانها را آشكار مىسازد ، و به چيزى كه نر و ماده را با اينكه از يك نوعند مختلف آفريد . ولى بعضى « 1 » از مفسرين كلمه « ما » را مصدريه گرفته‌اند ، كه معنايش چنين مىشود ، و سوگند مىخورم به خلقت نر و ماده . ولى اين نظريه ضعيف است . و مراد از نر و ماده مطلق نر و ماده است ، هر چه كه باشد ، و هر جا محقق شود . ولى بعضى « 2 » گفته‌اند : خصوص نر و ماده از انسان است . و بعضى « 3 » ديگر گفته‌اند مراد خصوص آدم و حوا است . ولى از همه وجوه بهتر همان وجه اول است . * ( « إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى » ) * كلمه « سعى » به معناى راه رفتن به سرعت است ، و مراد از آن عملى است كه با كمال اهتمام انجام شود ، و اين كلمه هر چند مفرد است ولى معناى جمع را مىدهد ، و كلمه « شتى » جمع كلمه « شتيت - متفرق » است ، مانند كلمه « مرضى » كه جمع « مريض » است . و جمله مورد بحث جواب سوگندهاى سه گانه است ، و معنايش اين است كه : من

--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 10 ، ص 500 . ( 2 و 3 ) تفسير قرطبى ، ج 20 ، ص 82 .